الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
37
إحياء علوم الدين ( فارسى )
و باختن نرد ، و همنشينى شرابخواران در وقت شرب ، و خلوت با زنان بيگانه ، و امثال اين صغيرهها از اين قبيل نيست . پس در قبول گواهى بايد كه در مثل اين طريق نگرد ، نه در كبيره و صغيرهها . آن گاه بر آحاد اين صغيرهها كه گواهى بدان رد نشود ، اگر مواظبت « 97 » نمايد در ردّ شهادت مؤثر باشد ، چنان كه كسى غيبت و بد گفتن مردمان را عادت سازد ، و همچنين همنشينى و دوستى فاسقان . و صغيره به مواظبت كبيره شود ، چنان كه مباح به مواظبت صغيره گردد ، چون باختن شطرنج ، و ترنم به سرود بر سبيل دوام . و اين بيان حكم صغاير و كباير است . بيان آن كه درجات و دركات در آخرت بر حسنات و سيّئات در دنيا چگونه قسمت پذيرد ( 1 ) بدان كه دنيا از عالم ملك و شهادت است ، و آخرت از عالم غيب و ملكوت . و به دنيا حال تو مىخواهم پيش از مرگ ، و به آخرت حال تو پس از مرگ . پس دنيا و آخرت تو صفات و احوال تو است ، چه متقدم را از آن « دنيا » خوانند ، و متأخر را « آخرت » . و ما اكنون از دنيا در آخرت سخن مىگوييم ، چه ما اكنون در دنياييم و آن عالم ملك است ، و غرض ما شرح آخرت است و آن عالم ملكوت است . و شرح عالم ملكوت در عالم ملك صورت نبندد مگر به ضرب مثل . و براى آن حق تعالى گفت : وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما يَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ ، « 98 » اى ، آن مثلها براى مردمان پيدا مىكنيم ، و در نيابند آن را مگر دانايان . مترجم مىگويد كه در اين آيت لطيفهاى است ، و آن لطيفه آن است كه ضرب مثل به عموم مردمان اضافت « 99 » فرموده است ، و تعقّل بخصوص به عالمان نسبت كرده ، چه ضرب مثل جلوه كردن معنى است در كسوت صورت . و بيشتر مردمان از صورت بيرون نتواند آمد و از محسوس و متخيل در نتوانند گذشت . و تعقّل آن باشد كه معنى را از لوازم و عوارض ماده جدا كنى ، و معنى مجرد را پى افتى . و « عقل » در لغت حبس و منع را گويند ، اى ، عاقل خيالات و اوهام را از ادراك خود باز مىدارد و منع مىكند ، و آن جز بعضى مردمان را نباشد ، و ايشان را « عالم » گويند . و لطيفهء ديگر آن است كه و ما يعلمها الاّ العاقلون نگفت ، چه كسى كه به افاضت الهى و علم لدنّى دريابد همه چيز را تعقل تواند كرد ، و كسى كه به عقل غريزى و اكتساب مقدمات علم حاصل كند شايد كه در بعضى چيزها درنيابد . بازگشتيم به ترجمت كتاب . و اين براى آن است كه عالم ملك به اضافت « 100 » عالم ملكوت خواب است . و براى آن پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - گفت : النّاس نيام فإذا ماتوا انتبهوا ، اى ، مردمان خفتهاند و چون بميرند بيدار
--> ( 97 ) مواظبت ، مداومت . ( 98 ) عنكبوت 29 - 43 . ( 99 ) اضافت ، نسبت . ( 100 ) اضافت ، نسبت .